تبليغاتX
::: EBTEDA >> >>>>
   

صفحه نخست

پست الکترونيک

آرشيو وبلاگ

 



موضوعات

دنیای جدید
جامعه
دین و آئین
اقتصاد
درنگ
حکایت دل
برای عدالت





بخوانيد

علی شریعتی و شب قدر
مدرنیته یک دین است و نه تطور عینی عالم
مكتب تفكيك از عقيده تا نظريه سياسي
روشنفکران از خودشیفتگی دست بردارند
نگاهی به پدیده «خود نخبه بینی»
اشرافیت دولتی
زندگی قسطی نتیجه رواج فرهنگ مصرف گرایی!
حذف نام خدا از دلار و تخریب مسجد الاقصی؛ دو روی یک سکه!
از عدالتخواهان سوسیالیست تا عدالتخواهان دینی
مهدی نصیری‌ام آرزوست
آرشيو


همراهان

 

هفته نامه آذرپیام
علی صفایی/ع.ص
فصلنامه سمات
عدالتخانه
بارانانه
حلقه
زورنا
ايپك
چله
قافیه
چیبین
ماغازا
واژگون
حاميان
آذر قلم
پلاک14
سولدوز
ایستگاه
آقامهدی
پرسپکتیو
فصل هیوا
عصر ظهور
روز دلتنگي
کمی پنجره
رضا شيباني
خبرنگار میهن
محمود صارمی
تادور... تا قله نور
دالان مسدس
نسل آسمان
هذیان پاک
گفتمگفت
نون و القلم
چهل تیکه
جسدزنده
کلاس آبی
روز وب
پروانگی
قیام نو
پیدا
تفکر
شمیم
خط شکن
ققنوس
آوردگاه ما
آهستان
آرمان خواهی
شهروند درجه دو
دکتر حسین کچویان
به یاد یار سفر کرده
صدايي كه رساست
اسکالپل
عالمي ديگر
فرزدق وار

.

.

.

 

 

 

 

 

آوازه ی دیار فرنگ که به گوش شاهان قجر رسید، سودای آن دیار نیز بر سر آمد. این، درست در همان روزگاری بود که فقر و فلاکت از سر و روی ایران و مردمانش می بارید. شاهان قجر، به بهانه ی مشاهدات تحوّل آفرین، راه فرنگ در پیش می گرفتند و آن زمان که برمی گشتند، جز جیب های خالی و استقراض خارجی و مقداری افاده، چیزی به همراه نداشتند. به واقع، این سفرها، اقتضای منصب شاهی بود! هزینه ی این سفرهای بی خاصیت را، البته که سفره ی رعیتِ مفلوک تامین می کرد. و بدینگونه، هوای فرنگ برای شاه قجر، به قیمت شکم های خالی برای مردمان آن روزگار تمام می شد...

ادامه مطلب

 روح الله رشيدي، پنجشنبه 14 آبان1388 |     |....

 

 

 


 

درنگ

آسمانها گله دارند: ز ما سیر شدید

بس که بر خاک نشستید زمین گیر شدید

پی اکسیر بریدید زگهواره تان

وایتان باد، نجستید و چنین پیر شدید

سر آن «بار امانت» چه بلا آوردید

که به جرمش همه مستوجب زنجیر شدید؟

محمدعلی بهمنی


هفته نامه آذرپيام